سمنان طوری گرم شده فکر میکنی وسط مرداد ماه نشستی و باید بساط هندونه و پنکه و چرت نیمروزی حتما به پا باشه
فکر کن پاهات را بزاری تو جوی آبی که از جلو در باغ رد میشه و قاچ شتری هندونه تو دستات و با دوستات صدای خنده هاتون گوش فلک را کر کنه
دلم بچگی و تکرار این خاطرات را میخواد
گاهی حرف ها خنجری میشه به قلبها...
به پسر بزرگم یاد دادم با همسرش طوری برخورد نکنه که من مادر شرمنده تربیت کردنم بشم
گاهی یک بی حرمتی تمام عشق را نابود میکنه