دفترچه خاطرات یک زن


با هر کسی درد و دل نکنید


با یک نفر، از ظلم های سیستمی که داخلش کار میکنم گفتم

کاشف به عمل اومد داداش خودش یکی از ظالمهاست در رده های بالاتر...

هیچی دیگه یا منتقل میکنه و خشم اونها را بیشتر میکنه نسبت به من

یا سکوت میکنه

در حالت بعید هم میره برادر ظالمش را هدایت میکنه

♥ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم آبان ۱۴۰۳ ساعت 9:40 توسط اف.شین(F.sh) :

سکوت در سازمان


امروز رفتارم را با همکار جدید عوض کردم

قبل از اینکه بیام اینواحد صمیمی بودیم

متوجه شدم جز در مواقع توهین دیگه خبری از صمیمیت نیست

منم تصمیم گرفتم من بعد فقط همکار باشم

جدی و پرتلاش و ساکت

به وضوح دیدم جا خورد ولی امروز دیگه خبری از توهین نیست

به بهانه شوخی هر چی دوست داشت تو جمع می گفت ولی تو کار خبری از دوستی قذیمی یا صمیمیت قبل پیدا نمیشد

چقدر ادمها زود رنگ عوض می کنند

اینکه سابقه بالاتری تو این واحد داره و تجربه کاری بیشتر و مهارت بالاتر دلیلی بر رفتار بی ادبانه نمیتونه باشه

من نیروی صفر کیلومتر این واحدم

و ایشون باید بهم اموزش بده الان درک نمیکنم چرا بابت این اموزش ها این همه منت میزاره و غر میزنه و الفاظ نامناسبی مثل گیج و خنگ و ... را استفاده میکنه.

اوایل با حالت شوخی به خودم میگفت منم جواب میدادم خودت خواستی بیام مجبورت نکردم

و به شوخی تمام می شد ولی جدیدا از بقیه همکارا دارم میشنوم ایشون نظرشون را دارند تو کل مجموعه پخش می کنند و سکوت و جدیت امروزم شاید بهش بفهونه از رفتارش ناراحت شدم

اگه بازم دستن از این حرفها برنداره قطعا مجبور میشم به دعوای لفظی

پ ن :

اینکه می نویسم تو وبم برای تخلیه درونم از این همه فشار روانی و روحی هست که روم قرار داره

پس خواهشا این همه انرژی منفی بهم ندید چرا غر میزنم

من اومدم اینجا غر بزنم تا غرهام را تو زندگی شخصیم نزنم و خانوادم را اذیت نکنم

ممنون که درکم میکنید

امضا: یک خانم کارمند چاق افسرده

♥ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم آبان ۱۴۰۳ ساعت 10:26 توسط اف.شین(F.sh) :

این روزهای من


به حدی تنهام کافیه داخل کلیپی که دارم تماشا میکنم یک کم غم باشه یا احساسی باشه

با صدای بلند میزنم زیر گریه

....

چقدر حق الناس را رد کردن سخت و دشواره

باید حساب تک تک لحظاتی که حالش را بد کردی پس بدی.

کاش یادمون باشه هیچی ابدی نیست و همه میریم

ظلم نکنیم

#ظالم#ظلم#مظلوم

♥ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم آبان ۱۴۰۳ ساعت 1:31 توسط اف.شین(F.sh) :

من و حافظ


نشسته ام به در نگاه می کنم

دریچه آه می‌کشد

...

از روزی که بهم ظلم شد تو محل کارم

روزی نیست بغض نکنم و اشک نریزم

امشب حافظ را باز کردم

ازش مشورت خواستم

حالا مثلا موضوع مشورت درباره یک چیز بود حافظ همش چیز دیگه ای میگفت

صبور باشید نتیجه خوبی در انتظار شماست و ..

یهو عصبانی شدم و گفتم اصلا هیچی بلد نیستی

بعد چند دقیقه دوباره فال گرفتم

ببین حافظ چی گفت:

تویی که بر سر خوبان کشوری چون تاج
سزد اگر همه دلبران دهندت باج

دو چشم شوخ تو برهم زده خطا و حبش
به چین زلف تو ماچین و هند داده خراج

بیاض روی تو روشن چو عارض رخ روز
سواد زلف سیاه تو هست ظلمت داج

دهان شهد تو داده رواج آب خضر
لب چو قند تو برد از نبات مصر رواج

از این مرض به حقیقت شفا نخواهم یافت
که از تو درد دل ای جان نمی‌رسد به علاج

چرا همی‌شکنی جان من ز سنگ دلی
دل ضعیف که باشد به نازکی چو زجاج

من دیگه حرفی ندارم

بازم ایمانم به ایشون بیشتر شد

همین

♥ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم آبان ۱۴۰۳ ساعت 0:27 توسط اف.شین(F.sh) :

جگرگوشه


این روزها بیشتر وقت صرف علی می کنم

گاهی خسته میشم گاهی امیدوار

دلم میخواد یک روز کامل بخوابم

سجاد و استرس دانشگاهش، علی و آینده تحصیلیش، کار خودم و زندگیمون

همه و همه باعث شده یک موجود به شدت شکننده بشم

شدیدا روانپزشک لازم هستم ولی فعلا نمیشه

♥ نوشته شده در شنبه نوزدهم آبان ۱۴۰۳ ساعت 23:17 توسط اف.شین(F.sh) :

نوشتن


گاهی میگم ببندم این وب را ولی بازدید های وب مانع میشه

شاید یک روز دوباره به اینجا کوچ کردم

....

رفتنم دلیل داشت، دور از جون همه کسی تو وب بود که نباید این مطالب را می خوند

....

دو تا وبم، حکم بچه را برام دارتد، نمیشه ازشون دل کند

♥ نوشته شده در شنبه دوازدهم آبان ۱۴۰۳ ساعت 22:24 توسط اف.شین(F.sh) :

بازم باخت


چرا آخه استقلال این همه خون به دل هواداراش میکنه

مخصوصا ماهایی که جون و دل دوستش داریم و..

♥ نوشته شده در سه شنبه یکم آبان ۱۴۰۳ ساعت 22:19 توسط اف.شین(F.sh) :

Design By : Bia2skin.ir

آمارگیر وبلاگ