دفترچه خاطرات یک زن


حس پاییزی


شماهام وقتی پاییز میرسه تو غروب هاش می ترسید

یک حس خاص وجودم را میگیره

از بچگی این حس را داشتم فکر میکردم تنها مسافر کره خاکی هستم و اینکه بقیه ای وجود نداره مثل یک کابووس وحشتناک به روح و روانم چنگ میزد

دوباره اون حس برگشته

♥ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم شهریور ۱۴۰۳ ساعت 14:15 توسط اف.شین(F.sh) :

کار زیاد


عاشق مهر ماه هستم

کارهای اداری به حدی زیاده اصلا فرصت فکر کردن به بی‌شعور بازی‌های بعضی همکارا پیش نمیاد

اصلا حتی فرصت خوردن ناهار هم ندارم

جالبه بچه ها که میان حالم خوب میشه به شرطی که ارباب رجوع های خودم باشن نه اینکه بقیه بشینن و کارها را بریزن سر من....

دانشجو ها را دوست دارم مخصوصا پسرها

چون همیشه فکر میکنم چند سال دیگه پسر منم میره شهر دیگه و دانشجو میشه

هواشون را دارم تا بقیه هم هوای پسر منو داشته باشن

♥ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم شهریور ۱۴۰۳ ساعت 19:56 توسط اف.شین(F.sh) :

غر زدن یا نزدن


دلم میخواد انقدر غر بزنم تا دیگه غر نزنم

♥ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم شهریور ۱۴۰۳ ساعت 8:2 توسط اف.شین(F.sh) :

یا ضامن آهو ضمانتم کن...


اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى عَلِیِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا الْمُرْتَضَى الْإِمَامِ التَّقِیِّ النَّقِیِ‏

وَ حُجَّتِکَ عَلَى مَنْ فَوْقَ الْأَرْضِ وَ مَنْ تَحْتَ الثَّرَى الصِّدِّیقِ الشَّهِیدِ

صَلاَةً کَثِیرَةً تَامَّةً زَاکِیَةً مُتَوَاصِلَةً مُتَوَاتِرَةً مُتَرَادِفَةً کَأَفْضَلِ مَا صَلَّیْتَ عَلَى أَحَدٍ مِنْ أَوْلِیَائِکَ‏

♥ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم شهریور ۱۴۰۳ ساعت 19:35 توسط اف.شین(F.sh) :

چای نذری


کجا پیدا کنم دیگر شراب از این طهوراتر؟
بهشت اینجاست، اینجایی که دارم چای می نوشم...

♥ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم شهریور ۱۴۰۳ ساعت 11:1 توسط اف.شین(F.sh) :

تبریک


به همه کارمندای گل و زحمتکش

اون کارمندایی که عرق میریزند و کسی نمیبینه

اونهایی که هیچ پارتی ندارند چه ترفیع چه تو تشویق

به همه کارمندایی که تبعیض می بینند و خون دل میخورند

به اونهایی که به خاطر زدن حرف حق توبیخ شدند

به اونهایی که سخت زندگی می کنند ولی کثیف زندگی نمی کنند

کارمندای کار راه انداز

کامندای مظلوم

کارمندای اب باریکه دریافت کن

و همه کارمندای سالم و پاک

روز کارمند را تبریک میگم

روزتون مبارک

♥ نوشته شده در دوشنبه پنجم شهریور ۱۴۰۳ ساعت 9:10 توسط اف.شین(F.sh) :

تابستان فصل کار


یعنی موندم کی گفت تابستون جزو تعطیلات حساب میشه

باید سبزی قرمه تهیه کنی، ابغوره و رب گوجه و بادمجون سرخ کرده و سبزی خشک کرده و گرفتن انواع عرقیجات و آبلیمو و ........

تازه خرید برای مهر و مدرسه بچه ها

سفر رفتن که برای خانمها یک هفته قبل و بعدش کلی کار به همرا داره بستن چمدون و خرید مایحتاج و تو برگشت شستن لباسها و جابجایی و ....

به خدا باید وسط تعطیلات تابستون تعطیلات بزنند بتونبم استراحت کنیم

♥ نوشته شده در شنبه سوم شهریور ۱۴۰۳ ساعت 15:15 توسط اف.شین(F.sh) :

حس بد


شریک اگه خوب بود خدا شریک می داشت شریک بد داغونت می کنه

******

تو صندوق اسمت در نیاد

******

خیلی بدِ بین دو تا دوست بخوای قضاوت کنی

مخصوصا وقتی هر دو حق به جانب هستند اخرش یکی ازت شاکی میشه

******

اول صبح پاشی ببینی کلی آدم نصفه شبی باهات کار واجب داشتن

حالا به هیچ صراطی مستقیم نیستن و قبول نمی کنند تو شب زود خوابیدی و گوشیت ازت کلی فاصله داشته

*****

شب تا صبح کک نیشت بزنه

*****

آب خونه روز جمعه ای که هزار تا کار داری قطع باشه

*****

همه این اتفاقات برای یک ساعت باشه

♥ نوشته شده در جمعه دوم شهریور ۱۴۰۳ ساعت 9:39 توسط اف.شین(F.sh) :

Design By : Bia2skin.ir

آمارگیر وبلاگ