دفترچه خاطرات یک زن


پیری


ای دل دیگه بال و پر نداری

داری پیر میشی و خبر نداری...

قبول کردم گرد پیری رو سرم نشسته

قبول کردم دیگه جوونی داره به اتمام می رسه

ولی دردناک تر این که من تو سی و چند سالگی پیری را قبول کردم نه الان

همون شبی که زار زدم و صبحش موی سپید را لابلای موهام کشف کردم

روزی که پوستم براق نبود و چشمهام تار شد

روزی که دلم دیگه حوصله نداشت برای عاشقی

من روزی پیر شدم که قید معشوقه بودن را زدم....

....

از دلنوشته های هانی

♥ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم مهر ۱۴۰۳ ساعت 23:52 توسط اف.شین(F.sh) :

شکرگذاری


علی رفته خوابیده و سجاد داره درس میخونه

برای هر نعمتی شاکر نبوده باشم که غلط کردم نبودم

برای پسرها همیشه خدا را دریا دریا شکرگذاری کردم

بودنشون حضورشون و مهربونیشون واقعا برام نعمته

تو دنیا عزیزترین داراییم شدند و ضعف هام را می پوشونم کنارشون

خدا را شکر که اهل هستند و خلف

خدا برای همه ببخشه به من هم ببخشه که تنها دلیل نفس کشیدنم هستند

شاید اگه نبودن زندگیم خیلی خیلی فرق داشت

خیلی درام و غم انگیزتر از لحظه حال

♥ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم مهر ۱۴۰۳ ساعت 21:33 توسط اف.شین(F.sh) :

بیدارم


هر سه تا خوابیدن

بهتره بگم هر سه بیهوش شدند ساعت ۱۰ سه تایی خواب عمیق بودن

اول فیلم ترغیب را دیدم برگرفته از کتابی با همین عنوان اثر جین آستین

بعد وبلاگها را بروز رسانی کردم وارد وبلاگ ساغرجون شدم

یک پست گذاشته یک بخش از داستان که هر کسی ادامه اون رو مینویسه تا اینجا منم دو کامنت نوشتمش

آدرس وبلاگ را می‌نویسم 👇

وبلاگ ساغر خانم

و بعدش اومدم دیدن وبلاگ قدیمی خودم

از هر چه بگذریم سخن دوست خوش تر است

♥ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم مهر ۱۴۰۳ ساعت 0:6 توسط اف.شین(F.sh) :

اکنون که پیدا کرده ام...


خییییییییییییییییییلی گشتم تا پیدات کنم

کم کم به جای تو خودم را پیدا کردم

منی که گمراه بودم گم شده بودم تو جسم خاکی و این جسم روحم را اسیر کرده بود

دلم هوس را طلب می کرد و روحم پرواز را

بر عکس آهنگ آرمان گرشاسبی

"اکنون که پیدا کرده ام "

"اندیشه را آزاد کن، در لحظه درماندگی"

***********

♥ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مهر ۱۴۰۳ ساعت 15:11 توسط اف.شین(F.sh) :

موجودی به نام زن


زن ها موجوداتی هستند كه اگر
دوستتان داشته باشند
فقط كافیست وقتی اسمتان را صدا میزنند...
به جایِ "جانم" ، بگویید : "بله" !
تا بزنند زیر گریه...
شما را به خدا این چیزها را بفهمید!
دل زنها روزی هزار بار می لرزد و می ریزد و خالی میشود
شما را به مردانگیتان وقتی دیوانه می شوند و بی خودی بهانه می گیرند
فقط بغلشان كنید و برای هیچ چیز راه حل نشانشان ندهید!..

♥ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مهر ۱۴۰۳ ساعت 12:53 توسط اف.شین(F.sh) :

چند نکته درباره ازدواج با یک دختر چاق


وقتی قصد ازدواج با یک دختر چاق را دارید، به هیچ وجه درباره‌ی وضع اندامش با او شوخی نکنید. اگر چاقیش برایتان خنده‌دار است، بهتر است از خواستگاری رفتن منصرف شوید. فقط به این خاطر که فکر می‌کنید رابطه داشتن با یک دختر توپر بامزه است، با احساسات او بازی نکنید. این شوخی‌ها کاملاً غیرانسانی است و احساسات او را به شدت جریحه‌دار میکند. اکثر دخترهای چاق به سختی می‌توانند باور کنند که آنها نیز می‌توانند عشق مردی باشند، به همین دلیل اعتماد کردن به دیگران برایشان مشکل است.

دخترهای تپل در جهانی زندگی می‌کنند که زیبایی ظاهری آنها را دائماً زیر سوال می‌برد. بنابراین هر چقدر هم که اعتماد به نفس داشته باشند و از خودشان مطمئن باشند، باز هم باید ارزش خودشان را اثبات کنند. حتی اگر با بااعتماد به نفس‌ترین دختر چاق جهان هم آشنا شوید، حتی این اطمینان از خود هم این واقعیت را تغییر نمی‌دهد که جامعه سعی می‌کند او را قانع کند که باید از خودش به دلیل چاق بودن متنفر باشد. دختران چاق برای رشد کردن در این جهان بیرحم به حمایت نیاز دارند. اگر دختر چاقی را دوست دارید، امنیت او را تامین کنید و از او مراقبت کنید. کاری نکنید که به خاطر استانداردهای زیبایی ناراحت کنندهای که هیچ کنترلی بر آنها ندارد، احساس گناه کند.

بعد از ازدواج با یک دختر چاق سعی کنید:

او را تحسین کنید

خانم‌ها در هر سنی و با هر شرایط روحی و جسمانی نیاز به مراقبت، امنیت، حمایت و محبت دارند. همسر شما احتمالا به‌دلیل تپل بودن اعتماد بنفس پایینی دارد. اما به یاد داشته باشید که او همسر، شریک زندگی و انتخاب شما است. هیچ اهمیتی ندارد که دیگران درباره او چه نظری دارند. آنچه مهم است احساس آرامش شما درکنار یکدیگر است. سعی کنید از ویژگی‌های ظاهری یا سایر ویژگی‌های مثبت و قابل تحسین او، تعریف کنید. به او محبت کنید تا ببینید او چطور عاشقانه‌تر با شما رفتار خواهد ‌کرد.

به او انگیزه بدهید

همانطور که گفته شد، کم کردن وزن و رسیدن به وزن مطلوب صبوری و اراده می‌خواهد. در صورتی که همسرتان تمایل به کاهش وزن دارد، سعی کنید به او کمک کنید و انگیزه بدهید؛ برای همسرتان چه کسی از شما نزدیک‌تر و بهتر؟ می‌توانید به او پیشنهاد دهید که در ورزش‌های مختلف او را همراهی کنید؛ مثلا، با هم به دوچرخه‌سواری بروید.

سبک زندگی خود را اصلاح کنید

ورزش را در برنامه روزانه خود جای دهید، حتی برای نیم ساعت. تحرک بیشتر به تناسب اندام هردوی شما کمک می‌کند. مصرف غذای های پرکالری را به حداقل برسانید و سعی کنید استراحت و خواب کافی داشته باشید.

به دیگران اجازه اظهار نظر ندهید

متاسفانه، در فرهنگ ما هر کسی به خود اجازه می‌دهد تا وارد حریم شخصی دیگران شود. شما نیز از این قائده مستثنی نیستید. اظهار نظر دیگران به صورت ناخواسته حتی اگر شما هم اهمیتی به آن ندهید باعث ایجاد کدورت در زندگی شما می‌شود. پس به انتخاب خود احترام بگذارید و به کسی اجازه دخالت ندهید.

زیاده روی نکنید

از نظر علمی ثابت شده است که کاهش وزن ناگهانی چه با رژیم چه با ورزش تاثیر وحشتناکی بر روح و روان افراد می‌گذارد و باعث ایجاد اضطراب و افسردگی در آنان می‌شود. پس آهسته و پیوسته قدم بردارید، هیچ عجله‌ای برای لاغر شدن نیست. یک یا دوبار در ماه برای حفظ روحیه همسرتان با هم به رستوران بروید و هر چه دوست دارید بخورید. برنامه های رژیم غذایی هم یک روز آزاد دارند پس خیلی سخت گیر نباشید!!!

تصمیم به ازدواج با دختری چاق شاید یکی از مهم‌ترین تصمیماتی باشد که شما در زندگی با آن روبرو می‌شوید. دلیل اصلی آن هم تغییر در ملاک‌ها و ارزش های جامعه است که بیشتر ظاهر دختران را ملاک ارزیابی آنها قرار می‌دهد تا شخصیتشان را. اگر قصد ازدواج با یک دختر چاق را دارید بهتر است برای تمامی موانعی که بر سرراه شما قرار می‌گیرد راه حلی داشته باشید. ببینید که آیا می‌توانید خانواده را متقاعد کنید؟ آیا جز آن دسته از افرادی هستید که دیدگاه بقیه درباره همسر شما برایتان بسیار مهم است؟ آیا می‌توانید همسرتان را همین گونه که هست بپذیرید؟ چون می‌دانید که بخاطر شرایط جسمانی‌اش روحیه آسیب پذیرتری دارد. آیا می‌توانید به عنوان یک تکیه‌گاه حامی او باشید و بدون سرزنش و تمسخر برای کاهش وزنش به او کمک کنید؟ اگر برای تمام این موانع راهکاری در‌نظر دارید و دختر مورد نظرتان هم تصمیم جدی به کاهش وزن گرفته است، نگران چیزهای دیگر نباشید، با کمی حوصله و اصلاح سبک زندگی و به حداقل رساندن دخالت های نابجای دیگران و محبت کردن به همسرتان می‌توانید زندگی خوبی داشته‌ باشید

♥ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم مهر ۱۴۰۳ ساعت 23:44 توسط اف.شین(F.sh) :

ایراد


استادم زنگ زده میگه تحقیق کردی؟

ازت توقع مقاله داشتم

خب گفتی کنفرانس منم پاور درست کردم ارائه بدم حالا مقاله اون وسط چی میگه؟

میگم من که کل ارائه را تو پاور نیاوردم فقط عناوین را نوشتم مابقی را خودم از حفظ شرح میدم

میگه خیلی ابتداییه تغییرش بده اصلا یک سایت بهت میدم کپی و پیست کن

خب بابام جاااااااان مگه شما تو ذهن من رو خوندی که میگی ابتداییه

اصلا چرا باید قبل ارائه من به شما پاور بدم؟؟؟؟؟؟

♥ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم مهر ۱۴۰۳ ساعت 13:54 توسط اف.شین(F.sh) :

مهمون


به خانواده همسر میگم میاین ییلاق گردو چینی

من ناهار میپزم بیاین خونه ما

طوری برادرشوهر گارد گرفت دلم واسه خودم سوخت که چقدر خرم که خودم را اذیت میکنم به خاطر راحتی بقیه

خوب شما که میاین تا شبم که کارتون طول میکشه این همه نمیایم نمیایم چیه دیگه

تازه جاری کوچیکه هم ناز کرد

بعد جاری بزرگم میگه بهشون گفتم ما که باید بریم و برنامه داریم خوب طفلی داره دعوت میکنه بریم دیگه

تازه فهمیدم ماجرا سر کادو خونه جدید هست

قسم خوردم دیگه تعارف نزنم

♥ نوشته شده در جمعه سیزدهم مهر ۱۴۰۳ ساعت 0:0 توسط اف.شین(F.sh) :

دورهمی


امشب از معدود شبهایی بود که با قوم شوهر خوش گذشت

♥ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم مهر ۱۴۰۳ ساعت 1:13 توسط اف.شین(F.sh) :

تبریک تولد


ز کدام رَه رسیدی ز کدام در گذشتی

که ندیده دیده ناگه به درون دل فِتادی

******************

همسر گلم تولدت مبارک

♥ نوشته شده در دوشنبه دوم مهر ۱۴۰۳ ساعت 13:1 توسط اف.شین(F.sh) :

Design By : Bia2skin.ir

آمارگیر وبلاگ