دفترچه خاطرات یک زن


گرما


سمنان طوری گرم شده فکر میکنی وسط مرداد ماه نشستی و باید بساط هندونه و پنکه و چرت نیمروزی حتما به پا باشه

فکر کن پاهات را بزاری تو جوی آبی که از جلو در باغ رد میشه و قاچ شتری هندونه تو دستات و با دوستات صدای خنده هاتون گوش فلک را کر کنه

دلم بچگی و تکرار این خاطرات را می‌خواد

♥ نوشته شده در یکشنبه هفتم اردیبهشت ۱۴۰۴ ساعت 20:24 توسط اف.شین(F.sh) :

Design By : Bia2skin.ir

آمارگیر وبلاگ