دفترچه خاطرات یک زن


غدیر و برنامه هام


امشب اولش با خواهر و مادرم دور دور کردیم بعد با همسر و بچه ها..

اصلا ته قلبم جشن میشه تو عید غدیر بس که به آقام ارادت دارم اگه قبول کنه ازم

فردا داداش به همین مناسبت ولیمه ناهار دعوتمون کرده شب هم برادر همسر دعوت کرد که متاسفانه با خبر شدیم عروس عمه جاری کوچیکم خانمی جووون فوت شدند و نمی تونن بیان که کنسل کرد جاری بزرگه. خدا رحمتشون کنه دور از جون همسن خودم بوده.

 

فردا انشا الله صبح زود پا میشم و میرم اول خونه همسایه که هم بزرگ ساختمون هستند هم سیده هستند بعدش خونه دوستم دیدن پسرش و همسرش و بعد خونه دوست مامان که خیلی دوستش دارم و خانم بی نظیری هستند

بعدم خونه داداشم و عصر هم مسجد محل جشن دارند و دعوتیم انشاالله .. کلی انرژی خوب برای فردا دارم انشاالله که به همه خوش بگذره

مخاطبین سید عیدی فراموش نشه، من اصلا برام مبلغ عیدی مهم نیست ولی خیلی به دستشون اعتقاد دارم 

امروز چند تا از همکارا بهمون عیدی دادن، تو دور دور هم کلی بادکنک و شکلات و پذیرایی گرفتم، سهم داداشم و مامانم هم کنار گذاشتم نیت کردم انشاالله مشکل داداش حل شه و ختم به خیر شه خودم نوکر آقام امام علی میشم و سال بعد انشاالله جبران میکنم 

دوستان لطفا غدیر را تبلیغ کنیم که سنگین ترین عید شیعه و اسلام عید غدیر هست...

عیدتون هزار هزار بار مبارک...

عیدی من به شما دعای خیرم برای تک تکتون

♥ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم تیر ۱۴۰۱ ساعت 1:56 توسط اف.شین(F.sh) :

Design By : Bia2skin.ir

آمارگیر وبلاگ