دفترچه خاطرات یک زن


استعفا


آبجی جایی سر کار میرفت طرف گفته بود ساعتی 35 هفته تقریبا بین 10 تا 15 ساعت می رفت یعنی ماهی 50 ساعت نهایتا

حالا 50 تا 35 تومن میشد یک و 750

بعد از یک ماه دیروز بهش گفتن ساعتهات را بیار برات پول بریزیم

طفلک با ذوق ساعت های کاریش را برد بعد خانم براش پول ریخته 420 تومن

بهم میگه نمیدونم چرا تیکه تیکه پول میده

روم نمیشه ازش بپرسم

گفتم اشکال نداره از همکارت بپرس ببین روشش چیه اونها سابقه بیشتری دارن بهتر میدونن

زنگ زده اون بهش میگه کی گفته ساعتی 35 روزی 35

یعنی ساعتی 7 تومن

هنگ کردم

اگه من همراه ابجی نبودم میگفتم اشتباه شنیده ولی خودمم روز اول اونجا بودم خانم گفت ساعتی 35

وگرنه اینطور که روزی 35 بگیره و 10بابت کرایه بده و کلی هم خسته بشه مگه خل بود قبول کنه؟

هیچی استعفا داد و ترجیح داد همچنان بیکار باشه

خدایی دلم براش سوخت رفته بود مانتو و شلوار و روسری جدید گرفته بود

همراه ما سفر نیومد گفت برم سر کار

برنامه ریزی کرده بود تو 10 ماه پولهاش جمع بشه برای خودش گوشی جدید بخره

همه چی خراب شد

تازه خانم زنگ زده شاکی چرا خواهرت میگه شما اشتباه کردی

میگم خوب منم شنیدم شما گفتی ساعتی 35

میگه وااااااااا چه خبره من رسمی اموزش و پرورش ساعتی 35 نمی گیرم.

♥ نوشته شده در چهارشنبه دوم شهریور ۱۴۰۱ ساعت 9:45 توسط اف.شین(F.sh) :

Design By : Bia2skin.ir

آمارگیر وبلاگ