امروز،خب، یک روز عادی نیست
یعنی برای من نیست
شایدم باشه و من زیادی روش مانور میدم
15 سال پیش تو همچین روزی بود با رخت سپید پام رو گذاشتم تو اشیانه مشترکمون
البته عقدمون چند ماه قبلش بود ولی خوب این روز روز جدایی من از خانواده قبلی و تشکیل یک خانواده جدید بود
مستقل شدن، خانم شدن،بزرگ شدن، و دل کندن از رویاهای دخترونه
نمیدونم الان حسم چیه
گفتم روز خاص... ولی بعد از 15 سال خاص بودنش شاید عادی شده
دیگه اینکه کیک بخریم و خوشحال باشیم و جشن و تبریکی در کار نیست اصلا تا چند لحظه پیش یادم هم نبود امروز چه روزیه
تا اینکه آلارم گوشیم یاداوری کرد هشتم شهریور ماه شده اونم نه برای یاداوری جشن سالگرد ازدواج برای یاداوری نوبت دندون پزشکیم
همسر از من بدتر اصلا تو فاز این تاریخ ها نیست
حالا همچین شق القمر هم نکردیم بعد دو سه دهه زندگی مجردی اومدیم مستقل شدیم
بدی های این استقلال:
خرجمون جدا شد
من به تنهایی شدم اشپز خونه و کسی کمکم نمیکنه
اقا بالاسرم از بابا به شوهر تغییر ماهیت داد البته که بابا هنوزم میتونه به من امر و نهی کنه ولی خوب همون موقع هم دلش نمی اومد چه برسه به الان
یک طایفه به بهانه فامیل شدن (قوم شوهر) مرتب اجازه دارن بچزوننت
باید روزهای جمعه هم زود بیدار شی تا صبحونه دو نفره بخوری
هر چی پول در میاری اخرشم باید بدی بابت قسط و بدهی
یکی هست که همیشه گولت بزنه (اسمش میشه اولاد)
مجبوری همیشه سرگل همه چی رو بدی بقیه (مادر فداکار)
باید تو اولویت بندی کارها اولی باشی و مابقی اولویت ها اخری(ورژن دیگه ای از مادر فداکار)
و ..........
اما مزیت های زندگی مشترک: (مگه داره؟
)
اینکه خوب کسی هست که از همه بیشتر دوستت داره(واقعا؟)
مادر شدن که لذتش با هیچ چیزی قابل قیاس نیست(قسمت هر کسی آرزو داره بشه)
اجازه داری شبها تا هر وقت دلت میخواد بیدار باشی
دستور دادن به موجودات کوچیک تر از خودت(زورگویی مادرانه)
دستور دادن به موجودات بزرگ تر از خودت(بعید میدونم- زور گویی همسرانه)
موجود بودن خوراکی هایی تو خونه که دوستشون داری(پفک-پاستیل- خیارشور و... (بماند که به خودت چیزی نمیرسه))
اضافه شدن اقوام جدید(قوم ال--------* جای خالی را پر نمایید)![]()
و هزاران مزایا که به علت کمبود وقت شماها بنویسید
خلاصه که بعد از روز کارمند امروز دوباره میتونم این روز را هم به خودم تبریک بگم![]()
![]()
![]()