دفترچه خاطرات یک زن


چای دلچسب..


الهام که رفته

یکی دیگه از همکارا هم رفته سفر عتبات عالیات

موندیم مدیر و ما سه نفر

امروزم که به اندازه ۱۰ نفر من حرف زدم

خسته اومدم اتاق دیدم چای رو میزم هست.

یعنی انقدر ذوق کردم دلم میخواست بپرم و بغلش کنم انقدر که داره با بخارش دلبری میکنه

خداییش اهل چای و نوشیدنی گرم نیستم ولی تو اداره فرق داره بعد خستگی میچسبه به آدم

بد هم میچسبه لعنتی خوشمزه😋😋😋

هنوزم عین بچه ها باید بيسکوئيت را بزنم تو چای نرم شه بعد بخورم

شما چطور؟

عادت شیرینی که دوستش دارم😍🥰

♥ نوشته شده در شنبه دوازدهم شهریور ۱۴۰۱ ساعت 14:33 توسط اف.شین(F.sh) :

Design By : Bia2skin.ir

آمارگیر وبلاگ