بعد از 3 سال دیروز دوباره اومده بود برای خوابگاه
از حالت بچه گونه به حالت مردونه تغییر چهره داده بود
و جالب اینکه منو نشناخت
خب صد در صد حق داره نشناسه
میتونم نگاههای بار قبلش را بزارم پای شیطنت های نوجوونیش
ولی هزار ماشالا برای خودش مرد شده چیزی به اسم نوجوون دیگه تو وجودش معنا نداشت
خب دلیل نمیشه چون من کمکش کردم بهش دقیق بشم
در حد جاخوردن از دیدنش و کمی مکث منم فراموش کردم این دانشجو را![]()