دفترچه خاطرات یک زن


صلح...


یک ماهی میشه درگیر صلح اموال هستیم

راستش از اونجا که زن داداشم تمام اموال داداشم را برداشته به عنوان مهریه

مامان و بابا اموال خودشون را به نام من صلح کردند تا دور از جونشون بعد از ۱۲۰ سال اگه طوری شدن حداقل داداشم چیزی تو دستش باشه تا بتونه باهاش زندگی شروع کنه و حداقل ارثیه اش بمونه برای زندگی جدیدش..

حالا رفتیم صلح نزدیک ۷ یا ۸ تومن شهرداری و ثبت اسناد و دارایی هزینه کردیم امروزم که دفترخونه از ما نزدیک به ۱۰ تومن گرفت و اینطوری شد که ۲۰ تومن دادیم و فعلا صلح کردیم.

شوخی به مامانم میگم تو رو خدا اگه خواستید به گوش عروس سابقتون برسونید نگید صلح کردیم بگید زدیم به نامش

این لجش نگیره بیاد من رو به قتل برسونه برای ارث از پدرشوهر و مادرشوهرش😈😈😈

ولی خدایی خیلی پول زوری بود امروز دادیم

واقعا دلم برای مامان و بابا سوخت

خدا لعنت کنه اونی که قیمت سکه را یهوووو این همه بالا برد

به خدا ثبت اسناد قسمت مهریه اش دیونه خونه بود .

همه هم زوج هایی که فقط یکی دو سال از ازدواجشون گذشته...

کاش دولت فکری برای مهریه می‌کرد

♥ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم مهر ۱۴۰۱ ساعت 18:44 توسط اف.شین(F.sh) :

Design By : Bia2skin.ir

آمارگیر وبلاگ