دفترچه خاطرات یک زن


محیط کار خلوت و خالی


یکی دو تا از همکارا استعلاجی هستند

چهار نفر هم به همراه اردو بسیج رفتند مشهد

یکی داره برا خرید میره تهران

یکی دیگه از بچه هام باباش بیمار شده و بستری هست نمیتونه بیاد

مدیرهام که زیاد داخل مجموعه نیستند

هم اتاقی هم که مرتب تو ساختمون دیگه میره برا جلسه که تقریبا نصف تایم را داخل ساختمون نیست خدا را شکر

حساااابی خلوت و سوت و کور شده

تقریبا میشه گفت خالی از کارمند شده

من و مدیر

از واحد خودمون موندیم

از همسایه های کناری تا ۳ اتاق از هر طرف کسی نیست

با یکی دو تا دیگه که زیاد باهاشون کاری نداریم

فردا هم این سکوت ادامه داره خدا را شکر

فعلا دارم از سکوتش لذت می برم

اگه دانشجوها بزارن

چون مجبورم کل مراجعه های واحدمون را تنهایی جواب بدم و کاراشون را انجام بدم

♥ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم آذر ۱۴۰۱ ساعت 11:19 توسط اف.شین(F.sh) :

Design By : Bia2skin.ir

آمارگیر وبلاگ