خیلی وقت بود دعوا نکرده بودم و باهاش قهر نبودم
امروز خودش شروع کرد
فقط برای اینکه نرفتم سرانزا
از حرفهاش دلم شکست
چقدر بیرحم میشه وقتی میخواد برنده بشه تو دعوا
بغض تو گلوم نشسته و چشمهام پر از اشک شده هر وقت به جمله آخرش فکر میکنم
قهرمون تمام میشه ولی قطعا هیچ وقت بعضی حرفها یادم نمیره