دفترچه خاطرات یک زن


قهر..


خیلی وقت بود دعوا نکرده بودم و باهاش قهر نبودم

امروز خودش شروع کرد

فقط برای اینکه نرفتم سرانزا

از حرفهاش دلم شکست

چقدر بی‌رحم میشه وقتی میخواد برنده بشه تو دعوا

بغض تو گلوم نشسته و چشمهام پر از اشک شده هر وقت به جمله آخرش فکر میکنم

قهرمون تمام میشه ولی قطعا هیچ وقت بعضی حرفها یادم نمیره

♥ نوشته شده در سه شنبه پنجم اردیبهشت ۱۴۰۲ ساعت 16:41 توسط اف.شین(F.sh) :

Design By : Bia2skin.ir

آمارگیر وبلاگ