دفترچه خاطرات یک زن


ترک خونه


به دلایلی من و پسرها دیشب خونه بابا بودیم

خیلی سخت بود

کلا دیگه هیچ جا راحت نیستم جز خونه خودمون....

......

طفلی مامان

امروز خیلی غر زدم

صبورانه گوش داد گاهی هم سعی می کرد آرومم کنه

ولی میدونه وقتی بهم میریزم فقط غر زدن میتونه یک کم بهم آرامش بده

دیروز و امروز خیلی روز بدی بود

انشاالله فردا خوب میشه

......

دلم برا حسین تنگ شده

کاش زودتر برگرده

♥ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۴۰۲ ساعت 20:25 توسط اف.شین(F.sh) :

Design By : Bia2skin.ir

آمارگیر وبلاگ