دفترچه خاطرات یک زن


مرور خاطرات


دارم آهنگ پست قبلی را گوش میدم

و پرت شدم تو خاطرات...

تو خوشی های سال های پیش

چقدر عمر روزهای خوش کم بود

چیا کشیدیم تو این سالها

قشنگی های دنیا داره کم میشه و

خاطرات قدیم هم کمرنگ

دیگه شبها گریه نمیکنم

حتی فکر هم نمیکنم

فقط اجازه میدم با خاطرات دست تو دست هم...

بی تو مهتاب شبی از کوچه ها بگذرم

شایدم یک روز بیاد که دیگه حتی این خاطرات هم فراموش بشن...

ولی قطعا یک چیزی همیشه می مونه

اونم تَرَک های روی دلمِ

من نمیتونم زخم هام رو فراموش کنم

بخشیدم یا نبخشیدم را خودمم نمیدونم

ولی دیگه به آدم ها اعتماد ندارم

مخصوصا اونهایی که عزیز بودند و درد شدند

یک جا خوندم هیچ وقت غریبه نشونی زخم هات را نداره

اونی که نمک به زخم می پاشه آشناست که دردهات را میشناسه و تو رو بلد...

دیگه از هیچ زخمی به هیچ آشنایی حرفی نمیزنم

♥ نوشته شده در دوشنبه هشتم آبان ۱۴۰۲ ساعت 0:19 توسط اف.شین(F.sh) :

Design By : Bia2skin.ir

آمارگیر وبلاگ