دفترچه خاطرات یک زن


ترس از ...


امشب غذا خیلی چرب بود

و منم عشق سوخاری کلی خوردم

دقیقا از همون سر سفره حس کردم قلبم درد گرفته

با وجود ورزش اما هنوز نفس هام سنگین

ترسیدم بخوابم تو خواب سکته کنم

شبیه اسکول ها بیدار نشستم تا بهتر شم بعد بخوابم

♥ نوشته شده در سه شنبه نهم آبان ۱۴۰۲ ساعت 2:23 توسط اف.شین(F.sh) :

Design By : Bia2skin.ir

آمارگیر وبلاگ