چهارشنبه مامان از مشهد زنگ زد که مشکلی برام پیش اومده میشه بری از دکترم سوال کنی ببینی چیکار کنم
منم ساعت ۵ رفتم بهم گفت بشین تا ۷ نوبتت میشه
پا شدم تو مجتمع پزشکان دور زدم (چون خاطره خوشی از اون دکتر نداشتم همونی بود که تو بارداری علی پیشش می رفتم و هر بار انرژی منفی میداد بهم آخرشم همون انرژی باعث زایمان زودرس شد و...)
هیچی دیگه اول رفتم دکتر قلب البته همه جا بین مریض نوبت زدم بستگی به جمعیت مریض ها تونستم برم پیش دکتر
دکتر قلب گفت مشکل قلبی نداری ولی دوست داشتی بیا تست ورزش
من که خیالم راحت شد دردهای این چند روزه قلبی نبوده کلا بیخیال تست ورزش شدم
دیدم تازه ساعت شده ۶ و ربع
بعدش یادم افتاد خیلی وقت دکتر غدد نرفتم چون پوشه پزشکی همراهم بود و ازمایش آخرم هم داخلش بود سریع رفتم و نوبت گرفتم
گفت هفت و نیم
پیش خودم گفتم بعد دکتر زنان میام اینجا
ولی خوب بازم نیم ساعتی وقت بود تا نوبتم شه
برگشتم برم داخل مطب دکتر زنان بنشینم که دیدم دقیقا کنارش مطب دکتر تغذیه است
داخل شدم از منشیش پرسیدم من نوبت بخوام چقدر طول میکشه گفت ۴ نفر دیگه میتونی بری داخل
پیش خودم گفتم نوبت می گیرم دو تا مطب کنار هم بیرون قدم میزنم هر کدوم زودتر صدا زد اون را میرم و اون یکی هم بعدش میرم
هیچی ساعت هفت و ربع رفتم متخصص تغذیه ...
از اونجا که ازمایشم افتضاح بود (قند و اوره و چربی بالا و کبد چرب و تیروئید کم کار وزن شدیدا بالا) خیلی کارم طول کشید
وقتی اومدم بیرون دیدم منشی زنان اومده به ده نفر برگه داده و نوبت تعیین کرده که اینها پشت سر هم برن داخل
میگم نوبت من بود میگه نبودی به اینها نوبت دادم صبر کن تمام شن بعد برو داخل
گفتم پس من میرم پیش دکتر غدد اومدم اولی میرم داخل
خدا را شکر قبول کرد چون بهم گفته بود ۷ ولی ساعت ۸ بود و من هنوز معطل بودم
دکتر غدد همین رفتم نوبتم شد کلا ۵ دقیقه بیشتر منتظر نموندم ولی خب به خاطر همون آزمایشات و نتیجه اش خانم دکترم خیلی وقت برام گذاشت البته تشخیص ایشون این بود این ناراحتی ناراحتی روزهای مت درد معده بوده من فکر میکردم مشگل قلبی دارم
تازه گفت باید بری تغذیه که وقتی فهمید قبلش رفتم دستورات دکتر را ازم گرفت و ده دقیقه ای درباره اش باهام حرف زد خلاصه ساعت هشت و نیم برگشتم مطب زنان و طبق قول و قرارم با منشی به محض بیرون اومدن مریض من رفتم داخل
با خودم گفتم من که منتظر شدم ویزیت هم کامل دادم فقط ی سوال کنم و برم
وقتی درباره دارو مامان پرسیدم خودمم یه چک آپ شدم و کلی دارو گرفتم
کلی هم سفارش کرد لاغر کن... و من چشم گویان اومدم بیرون...
وقتی رفتم داروخونه مونده بودم بگم اول کدوم نسخه را بپیچه برام
هیچی دیگه تو دو ساعت من کلی دکتر رفتم و چکاپ شدم...
استفاده بهینه از وقت به این میگن
مامان میگه کاش زودتر بهت می گفتم بری..
خدایی دکتر واجب بودم فقط وقت نداشتم
هر ۴ تا دکتر بهم گفتند تو این سن این جواب آزمایش اصلا خوب نیست حتما مراعات کن تا دیابت نگیری کبد چربت را درمان کن
چربی و اضافه وزنت هم باید کم کنی... وگرنه ممکن خیلی زود دیر بشه