امشب حسین اومد تو آشپزخونه تا برا علی شیر موز درست کنه
بعضی کارها تخصصی مربوط میشه به همسر مثل همین درست کردن شیرموز
البته که هر دو پسرم کمکش می کنند
یکی گردو خرد میکنه یکی شکلات رنده میکنه
لیوان آماده می کنند و ...
منم همزمان داشتم ماکارونی آبکش می کردم
کارم تمام شد تا دم غذا بیاد بالا سریع ظرف های مختصری که تو پخت جمع شده بود را شستم، جابجا کردم و وسایل سالاد را هم برداشتم تا سالاد درست کنم
یهوووووو حسین برگشت گفت 🙈 قربون خانمم برم انقدر کدبانوعه🙈...
منو میگی دهنم شبیه غار علی صدر باز موند..
میگم چطور ؟
میگه خدایی حض کردم آشپزخونه ات برق میزنه شامل آماده سالادم درست کردی اصلا کیف میکنم شب میام خونه و همچی سرجاشِ
....
همسر هیچ وقت عادت نداشت ازم تعریف کنه
اوج تشکرش برای غذا هایی که خیلی دوست داره اینه که میگه دستت درد نکنه خوشمزه بود
ولی امشب این حرکتش باعث شد از خوشی سکته کنم
چقدر خوبه این حس که همسرت ازت تعریف میکنه 🥰🥰🥰
***
جدیدا شام را ساعت ۹ میخوریم و تا ساعت ۱۰ هر سه مرد خونه میخوابند
و منی که بعد از خوابیدنشون کتاب میخونم و یا اینترنت گردی میکنم
کتاب جدیدم شب دلباختگان اثر محمود نساجی ماجرای مرد مسنی که تو سن ۶۳ سالگی با وجود داشتن همسر، فرزند و نوه دلباخته خانم دیگه ای شده و ماجراهاش شروع میشه
سبک کتاب در کنار داستانی بودن حالت آموزشی داره
معرفی مکان ها به طور دقیق، خصلت های درست در روابط اجتماعی، دوستانه، زناشوئی و همچنین توضیح کامل از مباحث پیش اومده تو هر بخش کتاب
به طور مثال شخصیت اصلی دارای بیماری دیابت هست که تو کتاب نویسنده کلی از دیابت و انجمن و داروهاش و ... صحبت کرده
شاید از لحاظ آموزشی خوب باشه ولی برای مخاطبی که رمان انتخابشون بوده برای پر کردن اوقات فراغت این سبک بسیار کسل کننده است
ولی خب اخلاق من طوری هر کتابی که شروع کردم به هر حدی که کسل کننده هم باشه باید تمام کنم
این سبک ها باعث میشه روند خوندن کتاب طولانی تر بشه چون کشش برای دنبال کردن داستان کمرنگ تر میشه
همزمان کتاب کاترین کبیر و کتاب باج دانیل استیل هم به شکل روزانه میخونم