دفترچه خاطرات یک زن


این الرجبیون؟


امروز اول رجب مصادف با میلاد امام محمد باقر علیه السلام هست

یهویی تصمیم گرفتم امروز روزه بگیرم

حالا امروز که من روزه هستم یکی کیک جشن تولدش را اورده یکی به مناسبت شروع ماه رجب نارنج و چای میده

یکی شیرینی پخش میکنه یکی دیگه نارگیل برش زده آورده خدا میدونه تا ظهر چقدر پذیرایی بیارن

همه هم اصرار دارند بردار ببر افطار بخور

هیچی دیگه افطاری قر و قاطی چه شود

البته که اگه روزه هم نمی بودم به هیچ کدوم لب نمیزدم و همه را میبردم خونه برای پسرها

فعلا که هنوز اراده دارم برای رژیم و رعایت میکنم

14 کیلو کاهش وزن داشتم تو دو ماه که دکترم خیلی راضیه

البته بعد از مریضی فعلا استپ کردم که این روزه خودش میتونه یک شک به بدن وارد کنه و کمک کنه به ادامه این کاهش وزن

با دکتر صحبت کردم ناهار را اورد جای سحری و شام هم رفت جای افطار

حالا همکار میگه صبحانه میشه سحری شام میشه افطار

منو انداخت تو شک

باید امشب حتما ازش بپرسم

بعدا نوشت:

کیک تولد را بردم دادم همسر که اومده بود دنبالم خورد، شیرینی سهم علی شد نارگیل را دادم آبجیم و نارنج هم گذاشتم خونه مامان

و افطار خونه مامان موندم و جای همگی خالی سبزی پلو خوردم با یک فلاکس چای بدون قند البته چای اول را با خرما خوردم ولی بقیه چای ها که نزدیک به ۱۰ تایی شد را تماما بدون قند و هیچ چیز شیرینی خوردم

به یاد همگی لحظه اذان بودم انشاالله حاج هاتون روا بشه

♥ نوشته شده در شنبه بیست و سوم دی ۱۴۰۲ ساعت 10:10 توسط اف.شین(F.sh) :

Design By : Bia2skin.ir

آمارگیر وبلاگ