دفترچه خاطرات یک زن


ییلاق


همه چیز خونه ییلاقی خوبه به جز شبهاش

از اون جا که اطراف خونه هیچ خونه ای نیست و تقریبا تنها تنها هستیم شبها وهم می گیره منو

مخصوصا که خونه رو کوه و نزدیک قلعه است و قلعه پر از افسانه و حکایت

قلعه گنج داره و گنج محافظ داره

خدا را شکر دارند کنار خونمون خونه می سازند و از طرفی این کناری هم خونه اش داره تکمیل میشه و فکر کنم تا آخر محرم یا صفر بیان

شاید امسال مجبور باشیم تنهایی را تحمل کنیم ولی سال بعد حداقل دو طرفمون همسایه داریم و میشیم سه خانوار.

درباره ییلاق ما باید بگم تو منطقه کوهستانی و شدیدا سرد

مخصوصا همین دوره که سیل اومد اینجا مرتب بارندگی های شدید و طوفان و رعد و برق های فوق العاده وحشتناک میزد

طوریکه حتی همسرم زیاد اصرار نداشت برای بیشتر موندن

هرچی علی عاشق اینجاست سجاد از اینجا فراری.

و اما من امروز تو حیاط گوجه فرنگی کاشتم و تصمیم دارم برای سال آینده حیاط را قسمت بندی کمم و داخلش لوبیا، نخودفرنگی، لبو و فلفل دلمه و سبزی و گوجه بکارم .

حیاط خیلی قشنگ میشه مخصوصا که درخت ها که گرفتند و شکوفه دادند

♥ نوشته شده در جمعه پانزدهم تیر ۱۴۰۳ ساعت 23:54 توسط اف.شین(F.sh) :

Design By : Bia2skin.ir

آمارگیر وبلاگ