عاشق مهر ماه هستم
کارهای اداری به حدی زیاده اصلا فرصت فکر کردن به بیشعور بازیهای بعضی همکارا پیش نمیاد
اصلا حتی فرصت خوردن ناهار هم ندارم
جالبه بچه ها که میان حالم خوب میشه به شرطی که ارباب رجوع های خودم باشن نه اینکه بقیه بشینن و کارها را بریزن سر من....
دانشجو ها را دوست دارم مخصوصا پسرها
چون همیشه فکر میکنم چند سال دیگه پسر منم میره شهر دیگه و دانشجو میشه
هواشون را دارم تا بقیه هم هوای پسر منو داشته باشن