دفترچه خاطرات یک زن


روزهای شلوغ


بخش خوابگاه دو روزی میشه شدیدا شلوغ شده

تمامی ورودی ها خوابگاه میخوان

در حالیکه جزو تعهدات ما فقط دادن یک سال خوابگاه به دانشجو هست و حتی تو دفترچه سازمان سنجش هم اومده

پدر و مادرهای نگران، اوضاع بد اقتصادی، کرایه های بالا، عدم اعتماد به هم اتاقی ها و صاحبخونه ها و هزاران دلیل باعث شده همه بخوان تو خوابگاه ساکن بشن و خب محدودیت اتاق این اجازه را به مدیران نمیده تا بتونند چنین کاری کنند

تو این بین دیروز یک مادری که مدعی فرهنگی بودنش هم می شد اومد دعوا من این خوابگاه را نمیخوام و فلان خوابگاه را میخوام

خب اینها اومدن ساختمون ها را طبق ورودی و رشته و مقطع و ... دسته بندی کردن براشون امکان جابجایی نیست وقتی بهش گفتن نمیشه داد و بیداد کرد و اخرش حرفی زد که واقعا هممون ناراحت شدیم

میگه الهی بچه هاتون خیر نبینند الهی گرفتار بشن و ... دلم خیلی گرفت به خدا من و همکارام تمام سعیمون همیشه این بود کار دانشجو ذرا راه بندازیم چون واقعا حس مادرانه و پدرانه بهشون داریم

خود من هر وقت یک دانشجو مخصوصا پسر میاد پیشم تصور میکنم سجادم براش چنین مشکلی پیش اومده و تمام تلاشم را میکنم تا کارش راه بیفته از راهنمایی بگیر تا کمک های مختلف

این حق ما نیست ...

نمایی از سالن محیط کار ما تو این روزها

بماند اتاقها هم پر از ارباب رجوع هستند

♥ نوشته شده در شنبه نوزدهم شهریور ۱۴۰۱ ساعت 11:43 توسط اف.شین(F.sh) :

Design By : Bia2skin.ir

آمارگیر وبلاگ