دفترچه خاطرات یک زن


ماجراهای من و کرونا قسمت؟؟😃😃😃


سلام

بله دوباره من درگیر شدم

درسته حالا به شدت قبلی ها نیست ولی خب از حق نگذریم جذاب ترین قسمت درگیری استعلاجی هاش هست

امشب من و پسرها رفتیم مطب

دکتر داشت به حرفهام گوش میداد

تا رسیدم به اون قسمت که گفتم به هیچ عنوان حس بویایی ندارم طوریکه غذا جلو من جزغاله شده و من نفهمیدم

یهوووووو دکتر همچین شکل فنر از جاش پرید و پنجره مطب را باز کرد و با احتیاط صندلیش را به عقب ترین حد ممکن از من رسوند و سریع نسخه من و پسرها را نوشت تاکید کرد تست هم بدم

و ۵ روزم استعلاجی میخواست بنویسه که گفتم نیازی نیست شما ۳ روز بنویس من پنجشنبه و جمعه رو خودم تعطیلم

و اینطوری شد که من استعلاجی ۵ روزه گرفتم

من و این همه خوشبختی محال محاله😁😁😁

از الان منتظرم فردا بشه همسر بره سر کار و من و علی بخوابیم

یعنی به حدی خسته ام که دلم فقط خواب میخواد

وقتی حسین هست نمیتونم چون همش غر میزنه و ایراد میگیره

دوستای گل بابت راهنمایی خرد کن ار همتون ممنونم 😍

♥ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم مهر ۱۴۰۱ ساعت 22:30 توسط اف.شین(F.sh) :

Design By : Bia2skin.ir

آمارگیر وبلاگ