سلام
بله دوباره من درگیر شدم
درسته حالا به شدت قبلی ها نیست ولی خب از حق نگذریم جذاب ترین قسمت درگیری استعلاجی هاش هست
امشب من و پسرها رفتیم مطب
دکتر داشت به حرفهام گوش میداد
تا رسیدم به اون قسمت که گفتم به هیچ عنوان حس بویایی ندارم طوریکه غذا جلو من جزغاله شده و من نفهمیدم
یهوووووو دکتر همچین شکل فنر از جاش پرید و پنجره مطب را باز کرد و با احتیاط صندلیش را به عقب ترین حد ممکن از من رسوند و سریع نسخه من و پسرها را نوشت تاکید کرد تست هم بدم
و ۵ روزم استعلاجی میخواست بنویسه که گفتم نیازی نیست شما ۳ روز بنویس من پنجشنبه و جمعه رو خودم تعطیلم
و اینطوری شد که من استعلاجی ۵ روزه گرفتم
من و این همه خوشبختی محال محاله😁😁😁
از الان منتظرم فردا بشه همسر بره سر کار و من و علی بخوابیم
یعنی به حدی خسته ام که دلم فقط خواب میخواد
وقتی حسین هست نمیتونم چون همش غر میزنه و ایراد میگیره
دوستای گل بابت راهنمایی خرد کن ار همتون ممنونم 😍