دفترچه خاطرات یک زن


روز اخر


دقیقا شبیه علاف ها شدیم

۳ نفر پاشدیم اومدیم اداره منتظریم زودتر اعلام کنند بریم خونه

روند این طوری بود روز آخر همیشه ساعت ۱۰ نهایت ۱۱ ماموریت اداری می دادند و ما میرفتیم

امسال ظاهرا دلشون نمیاد و اعلام کردند مرخصی بگیرید و برید

و منی که در طول سال از کل مرخصی استفاده کردم و الان مرخصی ندارم بگیرم باید بشینم و به در و دیوار نگاه کنم

ساعت ۱۲ میرم یا ماموریت حساب می کنند یا خود می دونند چیکار کنند

نمیشه که تک و تنها بشم عروس جن و پری

جالب اینکه هیچ واریزی هم نداشتیم به جز حقوق

♥ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم اسفند ۱۴۰۱ ساعت 11:22 توسط اف.شین(F.sh) :

Design By : Bia2skin.ir

آمارگیر وبلاگ