دفترچه خاطرات یک زن


برگشت


بعد از زیارت حضرت معصومه داریم بکوب میایم سمت خونه

دلم برا سجاد خیلی تنگ شده

سفر خیلی خوبی بود اگه تیکه مادرشوهرم پشت تلفن را نشنیده بگیرم

خیلی تلاش کردم از ذهنم دور کنم تا سفرم خراب نشه

توقع داشته بیاریمش در حالیکه خودمون مهمونیم و درست نیست با خودمون مهمون ببریم

♥ نوشته شده در یکشنبه سوم اردیبهشت ۱۴۰۲ ساعت 18:58 توسط اف.شین(F.sh) :

Design By : Bia2skin.ir

آمارگیر وبلاگ