دفترچه خاطرات یک زن


فورس ماژور


اینکه مامان چه خوابی دیده امروز ۷ صبح زنگ زده بهم هماهنگ کن با فلانی من ۳ روز میخوام روضه بگیرم بماند ولی به خدا این ظلم من کل تعطیلات تابستونی را هر روز راس ساعت ۷ با تلفن از خواب بیدار شدم و یک روز تو خونه نبودم....

گاهی حس میکنم مشکلات دارند مسخرمون می کنند از اینکه ما نمیتونیم به هیچ طریقی از دستشون راحت بشیم

التماس دعا

از زور خستگی و کمر درد و پا درد حتی نمیتونم بخوابم تازه فردا باید شیش و نیم صبح برم کلانتری 😐 بعدش ادامه مرتب کردن خونه و نهایتا برگزاری مراسم روضه امام حسین...

♥ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم مرداد ۱۴۰۲ ساعت 1:16 توسط اف.شین(F.sh) :

Design By : Bia2skin.ir

آمارگیر وبلاگ