دفترچه خاطرات یک زن


خردادماهی


دیروز تو اینستا ی کلیپ دیدم طرف ساعت ۹ صبح از دنیا ناامید بود ساعت ۱۰ همون آدم تو باشگاه شده بود بمب انرژی دوباره ساعت یک خسته و افسرده و ساعت ۳ با دوستاش تو ماشین در حال خوندن آهنگ و گردش و تفریح

یک ساعت بعدش داشت می رقصید و دقیقا دو ساعت بعد تو خلوتش گل رز به دست گریه می کرد و آهنگ غمگین گوش میداد بعد ساز ملایم ولی رمانتیک نواخت و نهایتا بدون امید خوابید

به خدا اغراق نیست دقیقا من همین شکلی ام.

نمیدونم چقدر به خردادی بودن ربط داره ولی هوای دل من به همین اندازه متغیر و نامیزون کار میکنه

گاهی در اوج شادی دلم میخواد بزنم زیر گریه

وسط مجلس تولد دلم میگیره و بغض میکنم و برعکس خیلی پیش اومده تو مراسم تشییع جنازه به حدی خندیدم با دوستام که به بهانه ای مجبور به ترک محیط شدم

اینجا هم دقیقا همین شکلی ام

گاهی دلم میخواد فقط بنویسم و وبلاگ گردی کنم و بخونم

گاهی هم اصلا دوست ندارم بیام اینجا

ما خردادی ها را درک کنید دست خودمون نیست به خدا خودمونم نمیفهمیم چمونه؟😊

♥ نوشته شده در شنبه چهارم آذر ۱۴۰۲ ساعت 18:8 توسط اف.شین(F.sh) :

Design By : Bia2skin.ir

آمارگیر وبلاگ