دفترچه خاطرات یک زن


هدیه تولد


روز شلوغی را تموم کردم

بعد از تایم اداری ناهار را خونه بابا بودیم

همسر و دوستش رفتند برا نصب آبگرمکن جدید

من و داداشم و آبجیم رفتیم برا خرید گوشی

بالاخره با کلی پرسش و پاسخ ی چی پیدا کردیم که آبجی کوچیکه پسندید

ولی لعنتی چقدر قیمت ها بالا رفته😟

حالا این کادو مامان و بابا بود

من چی بدم

فکر کنم فعلا با این خرید پول نقد از همه چی بهتره...

۱۴ تولد آبجی کوچیکه و ۲۰ تولد بابا

بعدش روز زن و روز مرد

و دیگه آغاز تولدها و مناسبت های کادو دار میشه

و منی که باید تا خرداد صبر کنم برام کادو بخرن😊😊😊😊

♥ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم آذر ۱۴۰۲ ساعت 0:19 توسط اف.شین(F.sh) :

Design By : Bia2skin.ir

آمارگیر وبلاگ