امروز به خاطر جیگر گوشه بازم مرخصی گرفتم
از وقتی رفته مدرسه بدنش ضعیف شده
اصلا خوب نمیشه
مرتب سرما خورده است
تا میره بهتر شه دوباره از یکی میگیره
نه فقط علی که اکثر بچه های کلاسشون این مشکل را دارند
دیشب با صدای سرفه های وحشتناکش بیدار شدم
شبیه سرفه های سجاد وقتی خروسک داشت
سریع آوردمش کنار خودم خوابوندم و حسابی پتو پیچش کردم
صبح موندم براش نشاسته درست کردم با داروهاش بهش دادم
سوپ مقوی هم براش پختم الان داره میخوره
خدا را شکر دیگه سرفه نکرده ولی خب باز فردا میره همین اش و همین کاسه.
همسر زنگ زده میگه چه خوبه خونه ای
میگم فردا هم نمیرم تا بیشتر ذوق کنی
میخنده میگه میشه کلا نری
راستش بد نمیگه ولی مشکل اینجاست من نهایتا دو روز تو خونه بند شم و کارهای عقب افتاده را انجام بدم بعدش واقعا کلافه میشم