از ظهر که از مطب برگشتیم تب علی شدیدا رفت بالا به همراه لرز.
به زور ایبوپروفن و شیاف کنترل میشه الانم بیدار موندم ببینم اگه تا یک ساعت دیگه تبش پایین نیومد ببرمش دکتر ولی خب چون از شیاف استفاده کردم براش فک میکنم پایین بیاد
کلا بیحال و بی حس شده از دیشب تا حالا تقریبا هیچی نخورده جز دو تا لقمه کوچیک.
کلی دارو بهش داده که چرک خشک کن هم داخلش هست دو ساعت پیش به خاطر اثر دارو ها یک کوچولو بهتر شده بود و یک کم صدای خنده هاش تو خونه اومد نفسم بالا اومد
وقتایی که بیحال میخوابه قلبم دقیقا حالت مچاله و فشرده داره
انگار نفسم بالا نمیاد با تمام این حالت هاش وقتی گفتم فردا نباید بری مدرسه میگه تا فردا شاید خوب بشم قول میدی خوب شدم اجازه بدی برم
دکتر میگه رفلاکس معده شدید هم داره
براش تقویتی نوشته .. بهش میگم چرا مدام میگه دلم درد میکنه؟ ممکن به خاطر عمل روده اش باشه که تو نوزادی داشته؟ دقیقا به مدت ۵ ثانیه بهم خیره شد بعد دوباره شروع کرد طبق روالش با اون لهجه خاصش تند تند حرف زدن
میگه ربطی نداره همش رفلاکس معده است تا ۳ ماه آینده درمانش کامل میشه فقط داروهاش را قطع نکن.
علی بغض داشت طوریکه لحظه آخر صداش کرده میگه اسمت چی بود وقتی علی خودش را معرفی کرد بهش جایزه داد. و علی که اصلا حتی ذوقم نکرد از بس حالش بد بود