بعد از چند روزِ بد، دلم خواست بیام اینجا و روز زن را با شماها جشن بگیرم
میلاد با سعادت یگانه بانوی عالم، حضرت زهرای مرضیه به تمامی دوستداران حضرت مبارک باد💃
دقیقا روز شنبه وقتی از سرکار برگشتم دنبال علی دیدم بیحال و تب آلود خوابیده سریع بردمش دکترخودش ولی خب به حدی شلوغ بود قبول نکرد ویزیت کنه و گفت فردا
ولی خب حال علی مرتب بدتر شد تا اینکه مجبور شدم ببرمش کلینیک نزدیک خونه
خدا را شکر دکترش دوست همسرم بود و حسابی برای معاینه اش وقت گذاشت.. آخرش بهم میگه چرک شدید داره داروهاش را قوی تر میکنم اما اگه دیدی تا ۳ روز بازم تبش قطع نشد ببرش برای بستری
درجا داروها را شروع کردم اما دریغ از ذره ای بهبودی
تا دیروز که دیدم واقعا داره از دستم میره
تب بالایی که اصلا نمیشد کنترل کرد لرز شدید
روم به دیوار اسهال زیاد و بی اشتهایی محض
زیر چشماش گود شده بود، رنگش شبیه گچ و نای ایستادن نداشت
مرتب هم میخوابید و هذیون می گفت
سریع بردمش متخصص گفت مینویسم بستریش کنید
بردم بیمارستان دیدم میگن جا نداریم یک خانمی اومده بود میگفت فلان بیمارستانم تخت خالی ندارند.
دکترش بهم گفت اگه بخواد بستری بشه همین اورژانس باید بخوابه
یک کاری کن من داروهاش را با دوز بالاتر تجویز میکنم امشب را برو خونه ولی خیلی مراقبش باش به محض اینکه دیدی تبش داره میره بالا بیارش بستریش کنم
دیدم تبش که اومده پایین از طرفی علی شدیدا هم بد رگ هست و بمونه از اینم بیشتر اذیت میشه آوردمش خونه.
نمیدونم خواست خدا بود یا داروهای جدید زیادی دوزش بالا بود که با یک بار مصرف کلا تب علی قطع شده از دیروز و اشتهاش هم باز شده
هزار ماشالا شیطنت هاش هم شروع شده
باباش فراش کلی تقویتی خرید منم تا تونستم بهش عصاره گوشت و سوپ و غذاهای مقوی دادم
ولی دقیقا از دیشب تمام علائم علی منتقل شده به من.. با این فرق که علی مامانش بهش میرسید من با این حال باید به فکر شام و ناهار و داروهای علی و خونه و همه چیز باشم.
با حالت تب و لرز باید ظرف بشورم، که لرزم را بیشتر میکنه
مجبورم راه بفتم بعد از چند روز خواستم بیام و بنویسم
امشب با همین شرایط به خواست علی براشون کیک پختم آب پرتقال گرفتم و روز زن را جشن گرفتیم
حسین خیلی بدهی داره بهش گفتم نه تو بهم هدیه بده نه من برای روز مرد هدیه میخرم
گفتم اینطوری غرورش خرد نمیشه
ولی امشب واقعا غافلگیرم کرد با هدیه اش
عکسش را همراه عکس کیکم میزارم شاید ظاهرش خوب نشده ولی طعمش قابل تحمل بود😊

اون آبمیوه کوچیک مال من بود رژیمی و کم😍
خانم های گل روزتون مبارک 🥰
مادرهای عزیز از ته قلبم بهتون تبریک میگم 💙
روح تمام مادرهای آسمانی شاد❤