دفترچه خاطرات یک زن


بحث


از یکی از اعضای شورای صنفیمون انتقاد کردم یهو دیدم یکی از همکارا شاکی شد من با فلانی دوستم نباید پشت سرش چیزی بگی

گفتم پشت سرش میگم تو روش میگم و ضمنا قبلا به خودش هم گفتم

کم کاری میکنه و کلا هیچ گام مثبتی بر نداشته

میگه فلان کار را انجام داد

میگم دستش درد نکنه 6 ماه پیش یک کار انجام داده اونم کار خاصی نبوده در ضمن ازش تشکر کردیم

میگه سرش شلوغِ فرصت نمیکنه

میگم اگه این همه سرش شلوغ که نمیتونه پیگیر حق و حقوقمون باشه انصراف بده یک نیرو فعال تر که سرش هم شلوغ نیست به جاش بره

کم کم صدامون بالا رفت و همکارای دیگه هم اومدن اتاقم

جالب این بود تمام همکارا حتی همکار مذکور حق را بهم دادند ولی توجیه همکارم این بود چون ایشون دوستم هست من اجازه نمیدم پشت سرش صحبت بشه

میگم چه ربطی داره؟؟؟؟؟؟؟؟؟ منم باهاش دوستم ولی کار اداری و مسئولیت نباید مانع بشه ایشون انتقاد بشن

اگه میتونه فعال باشه ادامه بده وگرنه انصراف بده ما نماینده فعال تری انتخاب کنیم

همکارا میگن خوب خودت برو

فکر میکنند من چونه میزنم برای خودم در حالیکه حرف من این:

چه به شورای صنفی چه به نماینده های مجلس چه هر منتخبی که نماینده یک عده میشه

اگه میتونید پیگیر حق و حقوق مردمی که انتخابتون کردند باشید برید بشینید رو این صندلی ها ولی اگه رفتنتون صرفا جهت تامین منابع مادی خودتون هست مدیون یک ملت هستید نرید که به شدت حق الناس رو گردنتون هست

♥ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم دی ۱۴۰۲ ساعت 12:16 توسط اف.شین(F.sh) :

Design By : Bia2skin.ir

آمارگیر وبلاگ