دفترچه خاطرات یک زن


فرار از جمع


جدیدا حضور در جمع را دوست ندارم

دلم خلوت می خواد

فرق نداره اون جمع همکارا باشند

خانواده خودم باشند

خانواده همسر مخصوصا باشند

یا دوستام

وقتی تو جمع هستم ذهنم پیش شخصیت رمانی هست که تو اون مقطع زمانی میخونم

دلم میخواد زودتر بیام و کتاب را ادامه بدم

حرفها برام جذاب نیستند به جز حرف شخصیت رمان هام

فعلا دارم آقای اوه را میخونم

کتاب با مزه ای هست

ازش خوشم اومد

♥ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم اسفند ۱۴۰۲ ساعت 22:58 توسط اف.شین(F.sh) :

Design By : Bia2skin.ir

آمارگیر وبلاگ