دفترچه خاطرات یک زن


روز پرکار


از ساعت ۶ رفتم اداره

صبح آزمون استخدامی آموزش و پرورش بود و عصر آزمون وکالت

چقدر متقاضی برای استخدام تو آموزش و پرورش داریم

مگه چند نفر می خواستند که این همه آدم شرکت کردند حتی از کنکور تجربی هم شلوغ تر شده بود

تا همین یک ربع پیش که رسیدم خونه

همسر آشپزخونه را شسته و کلی کار من تو خونه تکونی هم جلو افتاد هم راحت شر

گاز هم شسته یخچال را خودم شسته بودم و کابینت ها هم قبلا تمیز شده بود

از آشپزخونه فقط مونده یک فریزر که باشه برا بعد از عید خاموشش کنم چون خیلی وقت نیست تمیزش کردم

اتاق پسرها تازه رنگ آمیزی شده

فرش ها شسته شده

یک کار کلی و بوفه از پذیرایی مونده و اتاق خواب خودمون

فکر کنم بتونم هفته آینده تمام کنم کارهام را.

و اما اتفاق قشنگ برا خودم خرید ۱۰ جلد کتاب بود

که واقعا دوستشون دارم ...

بعضی ها را قبلا خونده بودم و بعضی هاش را شدیدا دنبالشون بودم

هر سال یک مبلغی را پایان سال میدم برای کتاب و حال خودم عالیه با این کار.

میراثی که فکر نکنم باعث بشه وراث به جون هم بیفتند😉😔

♥ نوشته شده در جمعه هجدهم اسفند ۱۴۰۲ ساعت 19:8 توسط اف.شین(F.sh) :

Design By : Bia2skin.ir

آمارگیر وبلاگ