دفترچه خاطرات یک زن


شکرگذاری


علی رفته خوابیده و سجاد داره درس میخونه

برای هر نعمتی شاکر نبوده باشم که غلط کردم نبودم

برای پسرها همیشه خدا را دریا دریا شکرگذاری کردم

بودنشون حضورشون و مهربونیشون واقعا برام نعمته

تو دنیا عزیزترین داراییم شدند و ضعف هام را می پوشونم کنارشون

خدا را شکر که اهل هستند و خلف

خدا برای همه ببخشه به من هم ببخشه که تنها دلیل نفس کشیدنم هستند

شاید اگه نبودن زندگیم خیلی خیلی فرق داشت

خیلی درام و غم انگیزتر از لحظه حال

♥ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم مهر ۱۴۰۳ ساعت 21:33 توسط اف.شین(F.sh) :

Design By : Bia2skin.ir

آمارگیر وبلاگ