دفترچه خاطرات یک زن


سکوت در سازمان


امروز رفتارم را با همکار جدید عوض کردم

قبل از اینکه بیام اینواحد صمیمی بودیم

متوجه شدم جز در مواقع توهین دیگه خبری از صمیمیت نیست

منم تصمیم گرفتم من بعد فقط همکار باشم

جدی و پرتلاش و ساکت

به وضوح دیدم جا خورد ولی امروز دیگه خبری از توهین نیست

به بهانه شوخی هر چی دوست داشت تو جمع می گفت ولی تو کار خبری از دوستی قذیمی یا صمیمیت قبل پیدا نمیشد

چقدر ادمها زود رنگ عوض می کنند

اینکه سابقه بالاتری تو این واحد داره و تجربه کاری بیشتر و مهارت بالاتر دلیلی بر رفتار بی ادبانه نمیتونه باشه

من نیروی صفر کیلومتر این واحدم

و ایشون باید بهم اموزش بده الان درک نمیکنم چرا بابت این اموزش ها این همه منت میزاره و غر میزنه و الفاظ نامناسبی مثل گیج و خنگ و ... را استفاده میکنه.

اوایل با حالت شوخی به خودم میگفت منم جواب میدادم خودت خواستی بیام مجبورت نکردم

و به شوخی تمام می شد ولی جدیدا از بقیه همکارا دارم میشنوم ایشون نظرشون را دارند تو کل مجموعه پخش می کنند و سکوت و جدیت امروزم شاید بهش بفهونه از رفتارش ناراحت شدم

اگه بازم دستن از این حرفها برنداره قطعا مجبور میشم به دعوای لفظی

پ ن :

اینکه می نویسم تو وبم برای تخلیه درونم از این همه فشار روانی و روحی هست که روم قرار داره

پس خواهشا این همه انرژی منفی بهم ندید چرا غر میزنم

من اومدم اینجا غر بزنم تا غرهام را تو زندگی شخصیم نزنم و خانوادم را اذیت نکنم

ممنون که درکم میکنید

امضا: یک خانم کارمند چاق افسرده

♥ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم آبان ۱۴۰۳ ساعت 10:26 توسط اف.شین(F.sh) :

Design By : Bia2skin.ir

آمارگیر وبلاگ