دفترچه خاطرات یک زن


یلدای زیبا


امشب موقع فال یکی یکی از جلو چشمام اومدن و رد شدن.

اقوام، دوستام، همکارا حتی مزاحم تلفنی دوران مجردیم، حتی خیلی ها که دیگه نه می بینمشون نه ازشون خبری دارم

نیت کردم برای خودم

نگفتم چی میشه خواستم بدونم عاقبتم خیره یا شر؟

بعد قبل فال اومد تو ذهنم

عاقبت خاک گل کوزه گران خواهیم شد...

دوباره اون جمعیت اومد تو ذهنم با یک لبخند

همین جمع نهایتا ۱۰۰ ساله دیگه تو دنیای بعدی دوباره هستیم

و جسممون خدا کنه خاک گل کوزه گر بشه نه خوراک حیوون یا ...

♥ نوشته شده در شنبه یکم دی ۱۴۰۳ ساعت 2:39 توسط اف.شین(F.sh) :

Design By : Bia2skin.ir

آمارگیر وبلاگ